-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 8 آبانماه سال 1384 23:28
من غم را در سکوت ، سکوت را در شب ، شب را به خاطر اندیشیدن به تو دوست دارم. من زندگی را در عشق ، عشق را در قلب و قلب را به خاطر اینکه آشیانه توست دوست دارم . من اندوه را در اشک ، اشک را در چشم و چشم را به خاطر دیدن روی تو دوست دارم . من عشق را در سکوت ، سکوت را در تنهایی ، تنهایی را به خاطر تپیدن قلبم ، تپیدن قلبم را...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 7 آبانماه سال 1384 22:41
اگر روزی تو را از من بگیرند چه خواهم بود آنروز٬حبابی در کف امواج دریا غباری در میان دشت و صحرا نمیدانم... اگر روزی تو را از من بگیرند چه خواهم بود آنروز گلی پر پر شده بر آب شبی بی ماه؟ درخت خشک؟ نسیمی سرد؟ اگر روزی تو را از من بگیرند دل من چون بیابان خشک خواهد بود گل احساس پژمرده میگردد و مرغ آرزویم رخت می بندد همه گل...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 آبانماه سال 1384 00:07
می آیی .... صدایت سر میخورد روی دلتنگـــی هایم از تو لــبریز میشوم ... وقتی هستی ، شهر چقدر کوچک است به اندازهء دو صندلی کنار هم ... حضورت غلت می زند روی خستگی هایم از این روست که هنوز زنده ام ... با تمام درد عبور کردیم دره های عمیق فاصله را بی وجود گذرگاهی که بتواند مرا با تو پیوند دهد ... پنـــــــاهم بده تنــــها...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 مهرماه سال 1384 00:51
من رفیق گریه هاتم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1384 04:34
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شو م وزجان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران اول به دام آرم ترا و آنگه گرفتارت شوم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1384 04:23
قاصدک قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی ، اما ،اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار ازین در وطن خویش غریب قاصد تجربه های همه تلخ با...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1384 04:14
آسمان تخته و انجم بودش مهره نرد کعبتینش مه و خورشید و فلک نراد است با چنین تخته و این مهره و این کهنه حریف فکر بردت نبود عقل تو بی بنیاد است حرف در آمد کار است نه دانستن کار مهره گر نقش نشیند همه کس نراد است
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1384 04:01
سکوت تو جواب همه مسئله هاست بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟ بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مسئله...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 24 شهریورماه سال 1384 02:24
سلام
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 18 شهریورماه سال 1384 03:30
سلام امروز خیلی خوشحالم یعنی به قول بچه ها توپ توپ تولد ابوالفضل بود ،روز قبولی یکی از عزیز ترین دوستای من بود شب بحث شیرین ازدواج یکی از اقوام نزدیک بود تا ۴ صبح بیدار بودیم به نتیجه هم رسیدم تازه کارای خودمم یه عالمه امروز جلو افتاد
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 14 شهریورماه سال 1384 14:01
سلام امروز داشتم اتاق کوچیکمو مرتب می کردم رسیدم به نوارای کاستم. همین جوری یه حسی بهم گفت یه نگاهی بکن اومدم نوارامو نگاه کردم یه عالمه استاد شجریان ،قمر الملوک وزیری، عماد رام، کورس سرهنگ زاده بنان و...... یه نوار به چشمم غریبه اومد در آوردم گوش دادم صدای مهدی بود خیلی حالم گرفته شد مهدی چند وقت پیش خیلی تنها فوت شد...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 شهریورماه سال 1384 09:36
عاشق زیبایی بودن ،مانند دیدن روشنایی است. to love beauty is to see light.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 شهریورماه سال 1384 19:13
این جمله ی قبل رو تقدیم می کنم به ......
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 شهریورماه سال 1384 19:06
if you need a light in alonly night you have got find me as a fire in your heart
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 5 شهریورماه سال 1384 12:53
دارم شروع می کنم جور شد حرفی الان دیگه به خاطرم نمیاد
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 15 مردادماه سال 1384 00:11
به مجنون گفت روزی ساربانی چرا پیوسته در صحرا روانی؟ اگر با لیلی ات باشد سرو کار بود آن بی وفا با دیگری یار ز حرف ساربان مجنون بر آشفت در آن آشفتگی خندان شد و گفت: گمان کردی که من لیلی پرستم ! من آن لیلای لیلی می پرستم درخت بی ثمر هرکس نشاند علاج درد مجنون را بداند چه داند آنکه اشتر می چراند
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 15 مردادماه سال 1384 00:05
اینقدر حالم خوب بود که با آوازمیخواندم: بر لبانم غنچه ی لبخند پژمرده ست نغمه ام دلگیر و افسرده ست نه سرودی ؛ نه سروری نه هماوازی نه شوری زندگی گویی ز دنیا رخت بر بسته ست یا که خاک مرده بر شهر پاشیده ست - این چه آیینی ؟ چه قانونی ؟ چه تدبیری ست؟ - من از این آرامش سنگین و صامت عاصی ام دیگر... من از این آهنگ آرام و مکرر...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 15 مردادماه سال 1384 00:02
بسکه بد می گذرد زندگی اهل جهان مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 23:59
اگر دلدار من خوارم پسندد پسندم آنچه دلدارم پسندد
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 22:39
Search the Web for:
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 22:12
* گویند درویشی را گفتند چه خواهی گفت آنکه دلم هیچ نخواهد و به من نگفت: زدوستان دورنگم همیشه دل تنگ است فدای همت آن دشمنی که یکرنگ است. * اما به من نگفت بلبلی که به هر غنچه دلش می لرزد بهتر آنست که در حسن گلستان نرود
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 22:09
وقتی که می توانی تا اوج پر بگیری در سایه سار غفلت ننگ است آرمیدن
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 22:07
* یه شعروانت باری : آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع حیفم آمد که تو را دست خدا بسپارم و عشق هر جورکی می شود اما زورکی نمی شود
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 21:58
خانه خرابی سزاوار حباب است تا بر آب روان خانه نسازد
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 21:57
تنها با یادت خواندم: خوش آن روزی که این دنیا سرآید قیامت با قیام محشر آید بگیرم دامن عدل الهی بپرسم کام عاشق کی بر اید چه بی اثر می خندم چه بی ثمر می گریم به ناکامی چرا رسوا شدم من چرا عاشق چرا شیدا شدم من.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 21:55
* وه که بیهوده به تحصیل هنر عمر گذشت عشق می ورزم از این پس که به از هر هنر است
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 21:54
* هر که شد دیوانه زنجیر بر پایش افکنند عشق را نازم که بی زنجیر می دارد مرا
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 21:52
روزها گر رفت گو رو باک نیست تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 21:49
* مراد از گل اگر رنگ است آن رخسار هم دارد مراد از می اگر مستی است چشم یار هم دارد نمی دانم چرا دوران به کام مانمی گردد اگر جرمم پریشانی است زلف یار هم دارد
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 مردادماه سال 1384 21:48
* زنهار میازار ز خود هیچ دلی را که از هیچ دلی نیست که راهی به خدانیست