یادم می آید یک بار در دل از خدایم پرسیدم :

 ـ خدای من ، تو که سینه ای به این بزرگی دادی به آدم . . .

  تو که از هر چیز خوب ، دو تا دادی برای تنش . . .

 چرا توی سینه یک دل کاشتی و آن طرفش را گذاشتی خالی و سوت و کور ؟؟

 ـ جوابم داد :

 اگر جایی خالی باشد از چیزی ، حکمتی دارد این خلأ

سینه جا دارد برای دو تا دل ، قبول ، آفریدمت برای جستجو

هر چیز را سر جای خودش گذاشتم ، دانه به دانه . . .

یک جای خالی را هم تو پر کن ، از هر چه که خواستی . . .

خواستی یک دل دیگر . . . ، خواستی چیزهای دیگر !!!

ـ گفتم :  

خوب مهربان من

آدم دلش نمی آید دل یک نفر را بگذارد جای خالی سینه خودش . . !!

 جواب داد :

دل نمی توانی برداری ؟ . . . دلت را بده !!!!!

و من دیگر پاسخی نداشتم . . . !!

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد