تو هم زهر جدایی رو به تلخی میچشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها میرسیدی
پشیمون میشدی از اینکه عشق رو آفریدی
پشیمون میشدی از اینکه عشق رو آفریدی
بگو هرگز سفر کردی سفر با چشم تر کردی؟
کسی را بدرقه با اشک، تو با خون جگر کردی؟
ز شهر آرزوهایت به ناکامی گذر کردی؟
گل امید تو پرپر به خاک رهگذر کردی؟