یار سر به سویی میکشد  سر به سویی میکشد

ما   را در این ره پا به سویی

عقل آخر بین به سویی

عشق بی پروا  به سویی

موج سرگردانم و بازیچه طوفان هستی

هر دمم ساحل به سویی می کشد دریا به سویی

زین پریشان خاطری ها  کی توانستن که دائم

جان به سویی مانه حیران سر به سویی پا به سویی

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد